محمد خداپناهی


روزگاریست که سودای بتان دین من است...



روزی شیخ ابوالحسن خرقانی نماز می خواند

آوازی شنید که ای ابوالحسن ،

خواهی که آنچه از تو میدانم با خلق بگویم تا سنگسارت کنند ؟

شیخ گفت: بار خدایا!

خواهی آنچه را که از رحمت تو می دانم و از کرم تو می بینم

با خلق بگویم تا دیگر هیچ کس سجده ات نکند ؟

آواز آمد : نه از تو ، نه از من



  

نویسنده : محمد خداپناهی ; ساعت ۱٢:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٦/۱۳
کلمات کلیدی :متن ادبی