محمد خداپناهی


روزگاریست که سودای بتان دین من است...


  زبان اصلی انسان زبان تشعشعات است. هر انسان بر روی کره ی خاکی با هر زبانی که سخن گوید بدون در نظر گرفتن دین و مکتب و جهانبینی دارای تشعشعات مثبت و یا منفی می باشد. برای مثال این تجربه که برای اکثر عزیزان خواننده پیش آمده می تواند اثبات تشعشعات هر فرد باشد. وقتی برای اولین بار یک فرد را می بینید احساس راحتی با او دارید و فکر می کنید می توانید با وی ارتباط خوبی داشته باشید. در نقطه مقابل با شخص دیگری برای اولین بار ملاقات می کنید و سنگینی فضا را از طرف وی متوجه شده و می خواهید خود را هر چه سریعتر از این موقعیت رها سازید. انرژی های مثبت و یا منفی از طرف یک شخص برای دیگران نیز در بین افراد جامعه مصطلح شده است. در واقع تشعشعات ساطع شده از هر کس تجلیاتی از ماجراهای جاری شده در درونش بوده و اینگونه احساسات انسانها به یکدیگر به دلیل ناهمگونی تشعشعات افراد می باشد و ربطی به انرژی های مثبت و منفی افراد ندارد. 

 


در وبلاگ یکی از دوستان آمده بود: 

سالها پیش وقتی هفت یا هشت ساله بودم همسایگان از خانمی صحبت می کردند که شیطنتها و شرارتهای فرزندش او را به ستوه آورده بود و هنگامی که هیچ کاری ازدستش برنمی آمد به  فرزندش می گفت: " الهی زیر تریلی بری ... " . یک روز خبر فوت این فرزند به  مادر رسیده شد و وی به حالت اغماء افتاد. فرزندش در یک سانحه دلخراش زیر تریلی رفته بود. من در تعجب و بهت بزرگترها به خود می گفتم: " چرا این خانم حالش بد شده ! او که خود همین درخواست را از خداوند داشت." در عالم کودکی این اتفاق در نظرم بسیار قانومند بود ولی دیگران اینگونه فکر نمی کردند.

 

امروزه تجربیات به ما ثابت کرده اینچنین حوادثی بسیار قانومند است. می بایست که مراقب اندیشه ها و کلام خود باشیم زیرا آنها پس از عبور از فیلترها و مراحلی در زمان خاصی توسط هوشمندی حاکم بر هستی پاسخ داده خواهند شد.

 

گـر از اندیشـه تـو گـُل گـذرد، گـُُل باشـی

                     ور بـلــبــل بیــقــرار،  بـلـبــل بــاشـــی

تو جزئی و حق کـُل است گر روزی چنـد

                     انـدیـشــه حــق پیشـه کنــی کـُـل باشـــی

                                                                    

نرم افزارهایی در فطرت و نهاد ما انسانها از طرف طراح بزرگ کار گذاشته شده که به صورت پیش فرض در فاز مثبت قرار داشته و در این حالت است که می توانیم جذب و دفع تشعشعات مثبت را انجام دهیم. یک کودک دو یا سه ساله اگر مشکلی نداشته باشد وقتی در یک پارک قدم می زند گویی که  انسانی در بهشت برین قدم می زند. با مشاهده هر مورد جدید به شادی و سرور می پردازد. وقتی متوجه حرکت منظم و منسجم مورچه ها  به جهت جمع آوری  دانه  می شود آنچنان به وجد می آید که می خواهد این اولین تجربه ها را با دیگران نیز شریک شود. اگر به این کودک توجه شود  سادگی، صداقت، شادی، شوق، عشق و امید .... را به طور آشکار می توان در وجودش پیدا کرد . علت این امر که اکثریت  مردم از یک کودک انرژی فزاینده و خوبی دریافت می کنند همین بوده  زیرا  که او دائماً از خود تشعشعات مثبت ساطع می کند. اما وقتی این کودک بزرگ می شود آرام آرام برنامه ها و کدهای جدید به برنامه های قبلی اضافه شده  و دستورات این نرم افزارها تغییر کرده و به جذب و دفع کردن تشعشعات منفی هم می پردازد.

 

اکنون به دو واژه "دعا" و "نفرین" توجه کنید. دعا همواره یک مفهوم مثبت را به دنبال داشته است. ما از خالق رحمان برای خود یا دیگران طلب خیر می کنیم. اگر در وجودمان کوچکترین اثری ازتشعشعات منفی باشد چگونه می توانیم نیروهای مثبت و خیر را طلب کرده و جذب کنیم. این مطلب کاملاً قانونمند است که تشعشعات، انرژی همسان خود را جذب می کند. ترس، یأس، نفرت، کینه، حسادت، بخل و ... تماماً در فاز منفی بوده و بالاخره روزی می بایست حاضر به قربانی کردن آنها شویم. خواه ناخواه  ما انسانها در بیشتر اوقات در فاز منفی قرار داریم. معمولاً هنگامیکه ناامید و غمگین هستیم به درگاه خداوند دعا می کنیم. به استنـاد قـرآن کریم هم تـرس و ناامیدی از صفات مؤمن نمی باشد. همینطور بزرگان و عرفای ایران عزیزمان  بارها در اشعار و درسهایشان تکرار کرده اند که غم دوری خداوند را در هیچ دلی نمی توان یافت مگر در دل شاد. 

 

چون غمت را نتوان یافت مگر در دل شاد                   ما به امـّیـد غمـت خاطــر شــادی طلبـیــم

                                                                                                           ( حافظ )

 

الــهــی؛

همه عمر خود بر باد کردیم و بر تن خود بیداد کردیم و شیطان لعین را شاد کردیم، بود و نابود ما یکسان از غم،  ما را شادی رسان.

                                                                                      ( خواجه عبدالله انصاری )

 

 وقتی به تاریخ انبیاء مراجعه کنیم متوجه می شویم که پیامبران اولوالعزم نیز همواره برای قوم خویش دعا می کرده اند. در قرآن از یونس پیامبر(ع) یاد شده که بعد از دلسرد شدن از امت خویش از خداوند درخواست بلا و به عبارتی دیگر نفرین کرد و سپس از این عظمت به وحشت افتاد و در کنار قوم خود نمانده و فرار کرد. قوم او پس از رؤیت اولین نشانه های عذاب پشیمان شده و به دنبال حضرت یونس (ع) شتافتند و وی را نیافتند. آنگاه آن قوم نادم نزد حضرت باریتعالی توبه کردند. خداوند به جهت رحمانیت خویش بلا را از آن قوم دور فرمود و به خاطر اینکه درواقع حضرت یونس(ع) معرفت دعا را درک کند او را مورد تنبیه خود قرار داد. حضرت عیسی مسیح(ع) پیام آور عشق، صلح و دوستی در بدترین شرایط وحتی خیانت یارانش زبان به نفرین نگشوده و همواره دعاهای معروف خود را تکرار می کرد. ایشان از انسان  نیازمند  یاد کرده و تمامی افراد بشر را در هر جایگاهی قابل ترحم  و دردمند می شمردند. 

 

حضرت خاتم النبیین(ص) در سخت ترین شرایط مورد بدترین اهانتها از طرف  کفار و اذیت و آزار بیش از حد منافقان قرار گرفتند اما هرگز لب به نفرین باز نگشودند. دعاهای ایشان نیز همیشه پشتوانه امت بوده اند. ائمه اطهار در ناملایمات و مصائب همواره نسل بشر و امت پیامبر عظیم الشأنمان را دعا کرده و به راه درست هدایت فرمودند. تمامی این بزرگواران کاملاً بر این مسئله آگاهی داشتند که به جهت نفرین، خودشان هم باید در فاز منفی قرار بگیرند و هر کس که به هر دلیلی در فاز منفی قرار گیرد از خداوند رحمان فاصله گرفته است. نفرین به خاطر کینه و انتقام، نفرین به خاطر نفرت و نفرین به هر دلیلی نیروهای منفی را پشت خود داشته و دور از اهداف الهی می باشد. یکی از اهداف الهی حرکت از کثرت به وحدت می باشد که نفرین دقیقاً عکس عمل کرده و حرکت از وحدت به کثرت می باشد.

 

دلیلی دیگری که نفرین خیلی بهتر از دعا عمل می کند این مسئله است که تمامی افراد بشر بیشتر مستعد فاز منفی هستند تا فاز مثبت. در بسیاری موارد شنیده شده که کسانی دعاهای طولانی و به تعداد زیاد را انجام داده اند و هیچ پاسخی دریافت نکرده اند. اما به مجرد اینکه مورد بد و کفری از دهانشان خارج شده برایشان نازل شده است. این مسئله به هیچ عنوان ارتباطی به بدشانسی، بدیمنی، فراموش شده از طرف خدا  و ... نداشته و دلیل محکمی است که نباید در فاز منفی باقی ماند. ما با استفاده از تسهیلات الهی می توانیم از این فازخارج شده و به فطرت پاک خود و فاز مثبت برگردیم. اکنون دلیل اینکه برخی افراد "مستجاب الدعوة" هستند نیز تا حدودی روشن می شود زیرا ایشان همان مقربین درگاه خداوند هستند که نه تنها در فاز مثبت تثبیت شده بلکه به مقام صالح هم رسیده اند. صلح با خود، دیگران، هستی و در نهایت با خداوند رحمان است که "در وصل بودن" را به ارمغان آورده و در این تقربِ در درگاه حضرت دوست  "مستجاب الدعوة" بودن ارزانی می شود.

 

دربعضی موارد از واژه ی " دعا " استفاده می شود ولی ماهیت آن منفی بوده و در واقع نوعی فریب می باشد. برای مثال در کتب به اصطلاح علوم غریبه نوشته شده: "دعای تسخیر قلوب" یا "دعای بستن زبان، دست، پا، بخت و ....".  اگرسخن مولی متقیان حضرت علی (ع) را در این باب به خاطر بیاوریم که " آنچه بر خود نمی پسندی بر دیگران هم مپسند." تا حدودی بتوانیم بر این قضایا مسلط شویم. اینکه زبان کسی بسته شده و نتواند نظر، ایده و سخن خود را بگوید یا دست شخصی بسته شود و نتواند کاری انجام دهد در نگاه اول برایمان شیرین است. اما اگر همین مسئله از طرف دیگران برای ما اعمال شود آیا این شیرینی به قوت خود باقی خواهد ماند؟ آیا به کار بردن کلمه "دعا" برای چنین درخواستهایی ازخداوند رحمان "منفی" بودن آنها را پوشش داده وماهیت "نفرین" را عوض می کند؟

 

نکته دیگر اینکه در بعضی مواقع اصطلاح "دعای خیر" آورده می شود. در اینجا سئوال این است که آیا "دعای غیر خیر" هم وجود دارد؟ باید قبول کرد که "دعای غیر خیر" در همان فاز منفی است و همانند نفرین عمل می کند و بازی با کلمات نباید انسان را فریب دهد. دعا به طور ذاتی خیر و طلب نیکی بوده و نفرین، شر وطلب بلا وبدی می باشد. گاهی برای شکست دشمنان دعا می شود که کور، زمین گیر و ... بشوند که در واقع این هم در گروه نفرین قرار گرفته و دیگر دعا محسوب نمی شود.

 

دعا: " پروردگارا؛ دشمنان ما (فریب خوردگان) را به راه راست هدایت و به ایشان آگاهی مثبت و روشنی عطا فرما."

( البته طبق دستورات الهی  لعنت خداوند فقط و فقط برای شیاطین و سرکرده آنان ابلیس که دشمن انسان در طرح عظیم خلقت هستند، شایسته است نه مخلوق دردمندی که فریب شیطان را خورده اند. )

 

 این نکته بسیار ظریف می باشد که می بایستی به آن توجه فراوان شود. درخواست از خالق رحمان اگر طلب خیر بوده "دعا" و اگر طلب شر باشد "نفرین" است. در پایان قابل ذکر است که "دعا" و "نفرین" هر دو از یک مکانیزم استفاده می کنند و نیروهای نهفته در پشت دعا مثبت و نیروهای نهفته در پشت نفرین منفی و طبق قانون بازتاب می باشند. در واقع دعا میل به فاز مثبت و تقرب جستن به ذات پاک احدیت بوده و نفرین، کلام  و اندیشه هایی به هر شکل منفی، حرکت به سمت کثرت، میل به فاز منفی و دوری از پروردگار می باشد. با امید یاری حق بتوانیم در فاز مثبت خود را تثبیت کرده و آنگاه با وصل شدن به رحمانیت عام الهی برای کل جامعه بشری دعا کنیم.

 

یا رب مکـن از لطف پریشان ما را         هر چند که هست جـُرم و عـُصیان ما را

ذات تو غنـی و مـا همـه محتـاجیــم         محتـاج بــه غیـر خــود مـگــردان مـا را

                                                                            ( خواجه عبدالله انصاری )

 



  

نویسنده : محمد خداپناهی ; ساعت ٦:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٢/٧