محمد خداپناهی


روزگاریست که سودای بتان دین من است...




بوی گل نرگس؟
-نه،
  که بوی خوش عید است!
شوپنجره بگشا،
  که نسیم است ونوید است.
روخارغم ازدل بکن ای دوست،که نوروز
هنگام درخشیدن گل های امید است.
برلاله ازبرف برون آمده بنگر،
چون روی تو کز بوسه من سرخ سپید است.
بانقل ونبیدم نبود کار که امروز
روی تو مراعید ولبت نبید است.
گربادل خونین لب خندان بپسندی
با من بزن این جام که ایام سعید است.



  

نویسنده : محمد خداپناهی ; ساعت ٢:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/۱/۱٦
کلمات کلیدی :شعر