محمد خداپناهی


روزگاریست که سودای بتان دین من است...


 

مردی به همسرش این گونه نوشت:

عزیزم این ماه حقوقم را نمی توانم برایت بفرستم به جایش 100 بوسه برایت فرستادم.

عشق تو


همسرش بعد از چند روز اینجوری جواب داد:

عزیزم از اینکه 100 بوس برام فرستادی نهایت تشکر را می کنم.

ریز هزینه ها:

1..با شیر فروش به 2 بوس به توافق رسیدیم.

2.معلم مدرسه بچه ها با 7 بوس به توافق رسیدیم.

3....صاحب خانه هر روز می اید و 2-3 بوس از من می گیرد.

4.با سوپر مارکتی فقط با بوس به توافق نرسیدیم بنابرین من ایتم های دیگری به او دادم.

5.سایر موارد 40 بوس.

نگران من نباش...هنوز 35 بوس دیگر برایم باقی مانده که امیدوارم بتونم تا اخر این ماه با اون سر کنم.



  

نویسنده : محمد خداپناهی ; ساعت ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٦
کلمات کلیدی :مصارف بوس و کلمات کلیدی :بوس




زندگی کردن روی کلک خیلی کیف دارد. آسمان بالای سرمان بود، پر از ستاره، و ما طاق‎واز می‎خوابیدیم و ستاره‎ها را تماشا می‎کردیم و بحث می‎کردیم که آیا این‎ها را کسی ساخته یا خودشان پیدا شده‎اند. جیم می‎گفت این‎ها را ساخته‎اند، من می‎گفتم خودشان پیدا شده‎اند، چون به نظر من ساختن این همه ستاره خیلی زیاد وقت می‎خواهد. جیم می‎گفت شاید ماه این‎ها را ریخته، دیدم حرف حسابی است، چیزی نگفتم، چون دیده بودم که قورباغه همین قدر تخم می‎ریزد؛ گفتم پس لابد ماه هم تخم می‎ریزد. پریدن ستاره‎ها را هم تماشا می‎کردیم و می‎دیدیم چه‎جور شره می‎کنند و می‎ریزند. جیم می‎گفت لابد این تخم‎ها خراب شده‎اند، از لانه می‎اندازندشان بیرون.

سرگذشت هکلبری فین، مارک توین.



  

نویسنده : محمد خداپناهی ; ساعت ۱۱:٤٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/٧/۱٠
کلمات کلیدی :هکلبری فین و کلمات کلیدی :مارک توین