محمد خداپناهی


روزگاریست که سودای بتان دین من است...

!40

سپاسگزارم درخت گلابی

که به شکل دلم در آمدی ،

چه تنها بودم !

 از : شمس لنگرودی

دیر آمدی موسا

دوره ی اعجاز ها گذشته است

عصایت را به چارلی چاپلین هدیه کن

که کمی بخندیم

 از : شمس لنگرودی

در اشتیاق گلی که نچیده ام

می لرزم !

 از : شمس لنگرودی




  

نویسنده : محمد خداپناهی ; ساعت ٥:٠٩ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٢




خلاصه بهاری دیگر

بی حضور تو

از راه می رسد

و آن چه که زیبا نیست

زندگی نیست

روزگار است...

شمس لنگرودی



  

نویسنده : محمد خداپناهی ; ساعت ٤:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٤/۱٢
کلمات کلیدی :شعر